موفقیت

"مدرسه آدم"



بهانه می آوری که من خود را به کارهای عالی صرف می کنم،
علوم فقه و حکمت و منطق و نجوم و طب و غیره تحصیل می کنم.
آخر، این همه برای توست.
اگر فقه است، برای آن است تا کسی از دست تو نان نرباید
و جامه ات را نکند و تو را نکشد تا تو به سلامت باشی.
و اگر نجوم است، احوال فلک و تأثیر آن در زمین- از ارزانی و گرانی،
امن و خوف- همه تعلق به احوال تو دارد، هم برای توست.
و اگر ستاره است- از سعد و نحس- به طالع تو تعلق دارد، هم برای توست.
چون تأمل کنی، اصل تو باشی و اینها همه فرع تو.
چون فرع تو را چندین تفاصیل و عجایبها
و احوالها و عالمهای بوالعجب بینهایت باشد،
بنگر که تو را که اصلی چه احوال باشد.
فیه مافیه

□ از نگاه مولانا حیف است که آدمی عمر نازنین خود را
که فرصتی یگانه و جواهری دردانه است
در کارهایی صرف کند که در شأن او نیست.
حتی علوم و فنونی که نزد عامة مردمان مقام و مرتبه ای بلند دارد
اما نهایت آن اداره امور فانی دنیوی است
و در جهت تکمیل روح باقی و وصول به کمال اخروی به کار نمی آید
و آدمی را از مرتبه حیوانی به مقام انسانی ارتقا نمی دهد،
درسِ مدرسة آدم نیست
و صرف عمر در این گونه علوم
مانند آن خواهد بود که گویی
من این کتابها را معطل نگذاشته ام
و از آنها انواع بهره ها می برم؛
گاه زیر سر می گذارم و گاه روی سر می گیرم
و گاه آن را زیر دستی می کنم و گاه از آن بالش تکیه گاه می سازم.
اینها بهره بهینه از کتاب نیست!



برگرفته از کتاب "گزیدة فیه مافیه: مقالات مولانا"
تلخیص، مقدمه و شرح: حسین الهی قمشه ای

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 آذر1393ساعت   توسط a.m  | 

"تعهّد و تخصّص"



صحنه ای کوتاه از نمایشنامة بلند موسی


آنجا که دختر شعیب از پدر می خواهد که موسی را به خدمت گیرد
و برای ترغیب او موسی را تلویحاً به دو صفتِ ممتاز می ستاید.
سخن دختر این است که
هر کس برای کاری برگزیده و استخدام می شود
باید حداقل دو صفت بارز داشته باشد:
یکی توانایی بر انجام کار که شامل علم و مهارت نیز می گردد
و یکی دیگر امانت و داشتن مسئولیت اخلاقی و راستی و درستی
که گاهی از آن به کلمة تعهّد یاد می کنند.
به زبان امروز، تعهّد و تخصص باید با هم باشد
و اگر در هر یک نقصانی پدید آید
به زیان استخدام کننده خواهد بود.
بعضی چنین تصوّر کرده اند که
صفت امانت و تعهّد اهمّیت بیشتری از علم و تخصّص دارد
و اگر بخواهند بین مهارت و تخصص
در مقابلِ امانت و تعهّد
یکی را انتخاب کنند
بهتر آن است که امانت اختیار شود
در حالی که امکان رسیدن زیان از آدم نادان ولی متعهّد
بیش از زیان دانایی است که ممکن است تعهدی نداشته باشد.

دشمنِ دانا که غمِ جان بوَد
بهتر از آن دوست که نادان بوَد
نظامی، مخزن الاسرار

مهرِ ابله مهرِ خرس آمد یقین
کینِ او مهر است و مهرِ اوست کین
مثنوی

و بدیهی است که جمع این هر دو صفت باید کرد
و نظام جامعه را به دست افراد متخصّص و متعهّد باید سپرد.



برگرفته از کتاب "در صحبت قرآن"
به قلم حسین الهی قمشه ای

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 آذر1393ساعت   توسط a.m  | 

جزوه ارزشیابی پیشرفت تحصیلی

با سلام

دوستان می توانند جزوه ابتدایی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی را از لینک ذیل دریافت نمایند

دانلود

موفق باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 آذر1393ساعت   توسط a.m  | 

بگذاریم کودکان اشتباه کنند!

بگذاریم بچه ها اشتباه کنند! مگر نه این است که در شعار می گوییم شکست زمینه پیروزی است. خوب! پس چرا وقتی کودکان اشتباه می کنند نشانه کندذهنی و خنگیشان است و وقتی خودمان خطا می کنیم نشانه کسب تجربه مان؟ بیایید سری به سه تا کشور بزنیم و ببینیم چگونه برخی برنامه های آموزشی شان را حول این محور طراحی و اجرا کرده اند

 

لینک دانلود

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 آبان1393ساعت   توسط a.m  | 

به مرزهای میان انسان‌ها اعتقادی ندارم...

"... من همان‌طور که به مرزهای میان کشورها معتقد نیستم، به مرزهای میان انسان‌ها هم اعتقادی ندارم. ملت در نظر من گروهی از مردم‌اند که فقط دارای درد مشترکی هستند، و تیپی که هم که به آن اصالت قائل‌ام، تیپی است که به معانی اخلاقی و انسانی مطلق، حتی از یک مذهب خاص، متکی هستند یا نیستند. بنابراین، تنها دو ملت وجود دارد: یکی آنها که درد مشترکی دارند، و دیگر آن‌ها که ‌بیدردند. و دو تیپ وجود دارد: یکی، آنها که در مرز انسانیت و احساس عرفانی و اخلاقی زندگی می‌کنند، و دیگر، آنکه خارج از این مرز است. از این نظر است که واقعا امروز همان اندازه که به ابوذر غفاری صحابی پیغمبر مومن‌ام و از تصور او لذت می‌برم، چارلی چاپلین هم که درست در همین مرز او زندگی‌ی هنری و کمیک خود را تمام می‌کند، محبوب من است. او هم یار دلسوز بشر است. او هم همه‌ی عمر به معانی‌ی مطلق انسانی، به جامعه‌ی بشری، و به سرنوشت انسان وفادار مانده است. من مدت‌ها است در روح خودم تمرین کرده‌ام تا این حالت به صورت طبیعی‌ی من در آید، تا دیوارهای محکم محیط محدود کم‌عمق خودم را بشکنم، تا در تعقیب افکار از این زیرزمین به آن زیرزمین نخزم، و بر روی بالکن بلندی بیایم و دنیا را ببینم..."

دکتر شریعتی
مجموعه آثار ۳۴ / نامه‌ها / ص ۶۸

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مرداد1393ساعت   توسط a.m  | 

نمونه اهداف رفتاری

با سلام و احترام

نمونه تدوین اهداف رفتاری در دو سطح شناختی و عاطفی را می توانید از لینک زیر دانلود نمایید.

 

اهداف رفتاری

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مرداد1393ساعت   توسط a.m  | 

طراحی آموزشی

با سلام

برای آن دسته از دانشجویانی که مایل به تکمیل اطلاعات در زمینه تهیه طرح درس می باشند فایل کتاب طراحی فعالیتهای آموزشی (راهنمای تهیه طرح درس) که توسط دفتر آموزش و پرورش نظری و پیش دانشگاهی تهیه و تنظیم شده در لینک زیر گذاشته شده که می توانند دانلود نمایند.

لینک دانلود

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مرداد1393ساعت   توسط a.m  | 

عید فطر مبارک

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مرداد1393ساعت   توسط a.m  | 

خوش بینی حماقت و ساده لوحی نیست

 

خوش‌بین ماندن در زمان‌های سخت و دشوار، ساده‌لوحی و حماقت نیست.
خوش‌بین‌ها به خاطر دارند که تاریخ بشر، فقط تاریخ بی‌رحمی و سنگدلی نیست.
بلکه تاریخ شور و شوق و شادی و مهربانی نیز هست.
برداشت ما از داستان پیچیده‌ی تاریخ، سرنوشت ما را می‌سازد.
آنها که فقط بخش‌های تلخ تاریخ را می‌بینند،
برای هر نوع حرکت فلج می‌شوند.

پس در دشواری‌ها، لحظاتی از تاریخ را به خاطر بیاوریم که انسانها، تصمیم‌های خوب گرفته‌اند و کارهای درست کرده‌اند. شاید ما هم بتوانیم یکی از آنها باشیم.
و یادمان باشد، برای انجام یک «کار خوب»،‌ نباید منتظر فراهم شدن «شرایط خوب» بود.
برای زندگی کردن،‌ برای کار کردن،‌ برای تاثیر گذاشتن، منتظر روزهای خوبی که در آینده خواهند آمد،‌ نمانیم.
آینده، نقطه‌ی مشخصی در دوردست‌ها نیست. ما با هر نفس، گامی از گذشته فاصله می‌گیریم و گامی به آینده نزدیک‌تر می‌شویم.

منتظر پیروزی بزرگ برای انسان و انسانیت نمانیم.
همینکه امروز، به رغم تمام شرایطی که «انسان بودن» را دشوار کرده‌ است، بکوشیم در حد توانمان «انسان» باشیم و «انسانی» زندگی کنیم، خود یک پیروزی بزرگ برای انسانیت است.

+ نوشته شده در  شنبه 14 تیر1393ساعت   توسط a.m  | 

رمضان آمد

" بارالها! محبت دنیا و آنچه در آنست را از قلب های ما بردار
و قلب های ما را فقط به خودت متصل گردان
بارالها! گناهان ما را بیامرز
و بیماری های ما را شفا بده
و بر ضعف و سستی ما رحم فرما
و مشکلات ما را حل گردان
و امور ما را آسان گردان
ای پروردگار! "

باز هم رمضانی دیگر

" اگز از خداوند طلبیدی که تو را به رمضان برساند، از یاد مبر که از او بخواهی تا رمضان را برایت پربرکت گرداند؛ زیرا مهم رسیدن به رمضان نیست، بلکه مهم این است که در رمضان چکار می کنی[ و چه استفاده ای از رمضان خواهی برد] "

+ نوشته شده در  شنبه 7 تیر1393ساعت   توسط a.m  | 

تابلوی سفید



" زندگی هر کدام از ما به تابلوی سفیدی می ماند که به نقاش خلّاقی نیاز دارد. ما زمان مشخص و محدودی پیش رو داریم، اما برای مان ناشناخته است تا اینکه رهايش نكنيم.
رنگ های موجود، همان دروازه های خیری هستند که خداوند متعال برای ما گشوده است.
اما قلم مو، شناخت و مهارتی است که از طریق آن زندگی خصوصی خودمان را مدیریت می نماییم.
هر عمل صالح و نیکی، به مثابه ی اثری است که قلم مو در روی تابلو از خود به جای می گذارد و باعث تکمیل شدن تابلو می گردد.
برخی از مردم به دلیل مشغولیت به امور اضافی بیشمار، رنگ های موجود را نمی بینند، و بعضی دیگر رنگ ها را می بینند اما هیچ استفاده ای از آنها نمی کنند و گروه سوم قلم موهای قدیمی در اختیار دارند، که به جای زیبا کردن تابلو آن را زشت جلوه می دهد.
اهل خیر و نیکوکاران با هم مسابقه می دهند. هر کدام از آنها در این فکر است که تابلو خود را زیباتر سازد تا اینکه در روز نمایشگاه بزرگ فیامت در پیشگاه پروردگار بلند مرتبه، جایزه ی یزرگ(که همان بهشت جاویدان است) را دریافت کند. 


"پس همواره به این مسابقه بیندیش و آخرین اثر قلم مویت را در آخرین لحظه ی زندگیت به جای بگذار".

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 تیر1393ساعت   توسط a.m  | 

قرآن و علم

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981ميلادي زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.

هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 31 خرداد1393ساعت   توسط a.m  | 

تجربه عمیق زندگی...

خیلی چیزها عوض می‌شوند. خیلی انسانها تغییر می‌کنند. خیلی از دوستانمان ما را ترک می‌کنند.

انگار زندگی، هرگز، حتی یک لحظه‌ متوقف نمی‌شود تا ما به او برسیم.

نمی‌شود برای فرد دیگری زندگی کرد.

فکر می‌کنم هر کس،‌ باید اول، سبک زندگی‌اش را انتخاب کند.

آنگاه فکر کند که دوست دارد تجربه حاصل از این سبک زندگی را با چه کسی به اشتراک بگذارد

نمی‌توانی بنشینی و دیگران را با خواسته‌ها و آرزوها و اولویت‌ها و ارزش‌هایشان، مقابل چشمانت قرار دهی و بخواهی انتخاب‌های زندگیت را طوری انجام دهی که آنها همه خوشحال و راضی باشند و بگویی این یعنی عشق!

باید خودت زندگی کنی

دوست دارم کارهایی را که دوست دارم انجام دهم

و کسی باشم که واقعاً دوست دارم باشم

اصلاً دوست دارم تجربه کنم و ببینم آن انسانی که می‌خواهم باشم چگونه انسانی است!

اگر این کار را نکنیم

دور هم می‌نشینیم و هر کدام دیگری را متهم می‌کنیم که مانع «زندگی کردن ما» شد.

با همه کارهایی که کرد. یا نکرد. یا نمی‌دانست که باید بکند.

بعضی ها می‌گویند کمی از دورتر مسئله امروزت را نگاه کن.

سالها بعد در مورد رفتار و تصمیم امروزت چه قضاوت خواهی کرد؟

شاید این کار، گاهی خوب باشد.

اما من دوست دارم نزدیک تر باشم: همین امروز.

دوست دارم در میانه میدان زندگی باشم.

می‌خواهم همه حس‌های خوب را تجربه کنم حتی اگر قیمتش تجربه حس‌های بد هم باشد.

این به من حس زندگی بدون مرز و محدودیت را می‌دهد…

(استفان چبوسکی)

+ نوشته شده در  شنبه 31 خرداد1393ساعت   توسط a.m  | 

چه کسی برایت دوست تر بوده؟

 

وقتی صادقانه با خودت خلوت می‌کنی و از خودت می پرسی
از میان اطرافیان، چه کسی برایت دوست‌تر بوده است
می‌بینی آنها که
به جای توصیه کردن
به جای راه حل دادن
به جای خوب کردن زخمهات و شفا دادن
حاضر شده‌اند
دردهایت را بشنوند
و زخمهایت را با دست های گرم لمس کنند
اگر چه می‌دانستند که اینها، درمانی برای دردهایت نخواهد بود.
آنها که در لحظه‌ ناامیدی، غم و سرگشتگی،
توانستند «کنارت بمانند و سکوت کنند»
آنها که «ندانستن تو»، «نفهمیدن تو»، «گیج بودن تو»، «زخمی و بیمار بودن تو» برایشان قابل درک و تحمل بود.
آنها که توانستند «ضعف و نتوانستن» تو را ببینند، اما باز هم کنارت بمانند...


هنری نوون، از تنهایی‌ها

+ نوشته شده در  شنبه 31 خرداد1393ساعت   توسط a.m  | 

تیزهوش هستید یا پرتلاش؟

در سال ۱۹۹۸ دانشگاه استنفورد مقاله‌ای منتشر کرد که در آن Mueller و Dweck به بررسی «مکانیزم اثر تشویق» بر کارآیی دانش‌آموزان پرداخته بودند. نتایج این تحقیق، نگرش به شیوه‌ی «انگیزش» را نه تنها در حوزه‌ی دانش‌آموزان و درس و مدرسه، بلکه حتی در حوزه‌ی آموزش و یادگیری سازمانی نیز تغییر داد.

در این تحقیق کودکان و دانش‌آموزان به سه گروه مختلف تقسیم می‌شدند و در هر گروه، زمانی که دانش‌آموزان در حل یک مسئله موفق می‌شدند به شیوه‌ی متفاوتی تشویق می‌شدند. شیوه‌ی اول این بود که به آنها می‌گفتند: «آفرین. تو خیلی تیزهوش هستی». در روش دوم زمانی که مسئله حل می‌شد می‌گفتند: «آفرین. مسئله را خوب حل کردی» و زمانی که مسئله نادرست حل می‌شد می‌گفتند: «نه! مسئله را اشتباه حل کردی». در سومین روش، به عنوان تشویق گفته می‌شد: «آفرین. تو تلاش خودت را کردی».

این آزمایش بارها و در شرایط مختلف تکرار شد و نتیجه بسیار جالب بود. کسانی که به عنوان تشویق از «استعداد و تیز‌هوشی» آنها تعریف می‌شد، به تدریج توانمندی «حل مسئله‌» آنها کاهش یافت. همینطور در صورتی که در حل یک مسئله با شکست مواجه می‌شدند، توانایی آنها در حل مسائل بعدی نیز تحت الشعاع قرار می‌گرفت. اما بهترین نتیجه زمانی حاصل شد که همواره در تشویق، از «میزان تلاش» دانش آموز صحبت می‌شد.

مولر درباره‌ی دلیل تاثیر منفی تعریف از «هوش» بر روی کارایی و عملکرد انسانها می‌نویسد: «ما هرگز همیشه برنده نیستیم. همیشه مشکلاتی وجود دارند که حل نمی‌شوند و نبردهایی هستند که در آنها شکست می‌خوریم. آنکس که احساس کند موفقیت‌اش ناشی از هوش بالاست، پس از هر بار شکست، اعتماد به نفس و باور خود را کمی از دست خواهد داد. اما آنکس که احساس می‌کند موفقیت‌اش ناشی از تلاش است، هر موفقیت به او انرژی بیشتر می‌دهد و هر شکست به او یادآوری می‌کند که باید تلاش خود را افزایش دهد».

منبع: متمم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 خرداد1393ساعت   توسط a.m  | 

مطالب قدیمی‌تر